- وقتی مکبث از خواهران جادوگر شنید که تنها هنگامی شکست میخورد که جنگل دنسینان به حرکت در بیاید و تنها توسط مردی کشته میشود که توسط زنی زاییده نشده است، فریاد پیروزی و شکست ناپدیری سرداد...غافل از اینکه خدایان برای او سرنوشت دیگری رقم زده اند...
- وقتی آژاکس از طوفان رهایی پیدا کرد و به روی صخره ای رفت ، رو به دریا مشت کرد و فریاد زد: به رغم خدایان من نجات یافتم! اما پوزئیدون سرنوشت دیگری را برایش ترتیب داده بود....
-خدایان شوخ هستند..این را نه دانته ،بلکه ارتور سی کلارک گفته است... خدایان شوخ هستند...
" و خدایان به شوخی کوچک خود میخندیدند...."
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:58 توسط بهرنگ
|