تبليغاتX
مائده های زمینی
Dead Man....
سالها پیش در دوران دانشجویی که از شانس خوب یک فیلمبردار درست و حسابی برایمان فیلمهای خوبی می آورد، فیم مرد مرده رو دیدم..با بازی شاهکار هنرپیشه جوان و گمنامی که مجذوب بازی و نقشش شدیم: جانی دپ

داستان فردی است که پسر گانگستر شهری دور افتاده در ناکجاآباد غرب وحشی رو در حادثه ای میکشه و به از دست آدمکشهای اون فرار میکنه. در این سفر، سرخپوستی همراهش میشه. علیرغم اینکه میدونه عملا جانی دپ مرد با وجود آدمکشهایی که دنبالشن و امیدی به زندگی نداره،  مرده ای بیش نیست و :

It is Preferable, not to Travel, with a Dead man.....

 

و جالبه وقتی که این مرد مرده، بزرگترین مرد دنیا هم هست..................

dead man 

William Blake: Hello.
Nobody: I prepared your canoe with cedarboughs. It's time for you to leave now, William Blake. Time for you to go back where you came from.
William Blake: You mean Cleveland?
Nobody: Back to the place where all the spirits came from, and where all the spirits return. This world will no longer concern you.
William Blake: [shows Nobody a reel of tobacco] Found some tobacco.
Nobody: That tobacco is for your voyage... William Blake.
William Blake: Nobody... I don't smoke.
[pushes William Blake's canoe out. He waves and says goodbye to Blake in a different language]

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 22:36 توسط بهرنگ |

زیرا که مردگان امسال عاشق ترین زندگان بودند....
امشب دلم شاملو میخواهد.....

"..من عشق را سرودی کردم....."

باورم نمیشود که دیگر نیست...یا هست..همیشه با ما هست..مواقعی که زبان خاموش میماند..وقتی که چیزی برای گفتن نداری..وقتی که....

"..بیتوته کوتاهی است جهان..در فاصله گناه و دوزخ...آه پیشتر از آنکه در اشک غرقه شوم چیزی بگوی...."

و چیزی نیست برای گفتن...

 

 

آری...عشق رازیست.....

 

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 0:54 توسط بهرنگ

سال 88
- توی این غوغای اخبار عید و سخنرانی اباما و پرتاب ماهواره کره شمالی و حضور رئیس جمهور در ورزشگاه آزادی و خروج علی دائی از مربی گری تیم ملی و ... یک خبر ظاهرا نظر کسی رو جلب نکرد...موریس ژار بزرگ درگذشت..موریس ژار نه سیاست مدار بود نه برای تیم فوتبال بازی میکرد و نه محبوب جوانان امروز که با خوانندگان عجیب و غریب و بعضا بی استعداد حال میکنن...موریس ژار یک هنرمند بود..یک آهنگساز که آثارش صدای خاطرات ما رو میدهد...یادش گرامی.

- ما اصلا دموکرات نیستیم..مهم نیست چه مسلکی داشته باشیم.راست یا چپ، سنتی یا مدرن، اصولگرا یا اصلاح طلب...همه کما بیش یک قماشیم.چرا؟ اصل اول دموکرات بودن اینه که سخنان مخالف را بشنویم و بدون سرکوفت زدن و رگ گردن قلمبه کردن با طرف مقابل بحث کنیم...قر نیاین! هیچکدوم ظرفیت اینو ندارین که حرف مخالف رو بشنوین. چه اصولگرایان و چه طرفداران اصلاحات..از جوانان دست به قلم بعد از زمان خاتمی که نگو..برخلاف انتظار، نه تنها بهتر از همقطاران اونطرفی نیستن، بدتر هم هستن...امتحانش راحته. به یکیشون بگید خاتمی جا زد.باز میدونو خالی کرد....واویلا!!!! بجای اینکه بشینن باهات بحث کنن که اشتباه میکنی و دلایل خاتمی چی بود، چنان حمله میکنن که...در بهترین حالت اعلام میکنن: کسانی که از خروج خاتمی انتقاد میکنن، نفهمن! این جمله براتون آشنا نیست؟ بابا هر دو که میگید منتقدان شما نفهمند! حالا یک در لفاف و با آب و رنگ، یکی همینجوری یهو!( بقول مهران خان مدیری!!)

شرط اول دموکراسی، تحمل مخالف و توانایی بحث معقول و تبادل کلامه..هرکی میتونه بسم الله..هرکی اعصاب تحمل مخالف نداره، لطف کنه از دموکراسی بکشه بیرون و بذارید به همون سبک سنتی برگزار کنیم...

- زیاد اهل سیاست نیستم..ولی این دم انتخاباتی، به عنوان یک ناظر بیطرف سعی میکنم به هر دو جناح به دیده انصاف نگاه کنم.خدایی اگر یک کم از تعصباتمون روی افراد کم کنیم و فکر نکنیم انتخابات یه چیزی عین مسابقه استقلال-پرسپولیسه، همه راحت تر زندگی میکنیم...لری واری عرض کردیم. حالا خود دانید...

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 1:0 توسط بهرنگ |