دهانت را میبویند...
دختر جوانی پرپر شد..به همین سادگی ... به جرم اینکه کسی را دوست داشته..در زمینی که عشق در آن جرم است و گناه...گناه پسر است؟پدر یا مامور انتظامی؟چه فرقی میکند..دیگر مهم نیست...
دکتری میمیرد...دکتر بود واقعا؟ ۴۵ ساله..سکته...همه ناراحتند و گریان...و من...پس عدالتی هست...چه فرقی میکند...مرده است...دیگر مهم نیست...
"دهانت را میبویند...مبادا گفته باشی دوستت دارم...."
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 22:48 توسط بهرنگ
|
خاطرات ....
این جمله از فیلم فانتزی
ultraviolet حس غریبی داره...
Garth: Why won't you ever let anyone inside?
Violet: Because these moments, as beautiful as they are, are evil when they're gone.
توضیح لازمه؟ گمان نکنم.....
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 2:30 توسط بهرنگ
|