تبليغاتX
مائده های زمینی
for the Wild Rose....

Will I be alone this morning

Will I need my friends

Something just to ease away the pain

And now I never see the loneliness

Behind my face

I am just a prisoner to my faith

If I could only stand and stare in the mirror would I see

One fallen hero with a face like me

And if I scream, could anybody hear me

If I smash the silence, you'll see what fame has done to me


Kiss away the pain and leave me lonely

I'll never know if love's a lie

Ooh - being crazy in paradise is easy

Can you see the prisoners in my eyes

Where is the love to shelter me

Give me love, love set me free

Where is the love, to shelter me

Only love, love set me free

Set me free

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:32 توسط بهرنگ |

به تو چه..!
فعلا ورد زبانم شده این شعر که نمیدونم از کیه...نقدا از وبلاگ لیدی ام (M for Murder) برداشته ایم...

تو اگر گوشه محراب نشستی صنمی گفت چرا؟
من اگر گوشه میخانه نشستم به تو چه ؟



برام سواله که این ۸ نفر ثابت مرموز کی هستند که تا مطلبی مینویسم سریعا ۸ بازدیدکننده- و همیشه هم ۸ بازدید کننده..نه کمتر و نه بیشتر- دارم....

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:39 توسط بهرنگ |

چین...
در تاریک و روشن بار کوچک هتل به لیوان روبرویم خیره میشوم..صاحب بار به ارامی مشغول تمیز کردن لیوانهاست...آخر شب است و نزدیک تعطیلی..چندتا ژاپنی مست در یکی از اتاقهای کناری سر و صدا راه انداخته اند.اینجا اما سکوتی غم انگیز سنگینی میکند..دیشب خبر فوت مادر بزرگم را شنیده ام...چقدر شنیدن چنین خبری در غربت سخت است..سه یا چهار لیوان خالی و ۲ قوطی آب نارگیل خالی روبرویم سایه های عجیبی رو میز نیمه تاریک درست کرده اند...کسی هوشیار نبود تا با او کمی صحبت کنم..دخترک چینی سعی میکند من را از سکوت در بیاورد...ولی نه او انگلیسی بلد است و نه من چینی...جالبه که فکر کردم شاید آلمانی بلد باشد و او فکر کرد شاید من ژاپنی بلد باشم. متوجه ناراحتیم شده بود..ولی فایده ای نداشت..آهی کشیدم..یاد دختری افتادم که صورت پر جوشی داشت، ولی چون انگلیسی بلد بود در بار کار میکرد و بخاطر صورتش حاضر به عکس گرفتن نشد. به خودم خندیدم که به او گفتم : زیبایی به صورت نیست..زیبایی در روح انسانهاست و تو روح مهربانی داری.." چقدر برایش مهم یا مسخره بود این حرف؟ نمیدانم...

به آرامی بلند شدم..پول میز را حساب کردم..انعام خوبی به دخترک دادم که هیجان زده شد و دلیلش را میپرسید ( شانه تکان میداد انگار میگفت: من که حتی نتونستم با تو صحبت کنم...) و به سنگینی به اتاق هتل برگشتم.....

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 23:30 توسط بهرنگ |

So,I dub thee....UNFORGIVEN..

Geum-ja Lee: Listen carefully. Everyone make mistakes. But if you committed a sin, you have to make an atonement for that sin. Atonement, do you know what that means? Big Atonement for big sins. Small Atonement for small sins.

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 22:59 توسط بهرنگ |

نگاه خیره اولیس...
اگر روح بخواهد خود را بشناسد ، باید به درون روح خیره شود
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:45 توسط بهرنگ |